ورودی یک حس میدهد، منو حس دیگری.
تجربهای که با برند آغاز میشود
هر برخورد با مشتری، از تابلوی ورودی تا منوی دیجیتال و بستهبندی سفارش، باید بخشی از یک هویت واحد باشد.
- ۶نقطهی تماس با مشتری
- ۱هویت مشترک
- ۰نقطهی ناهماهنگ
مشتری فقط قهوه یا غذا نمیخرد
او تجربهی برند را به خاطر میسپارد — و همین جاست که ناهماهنگی خودش را نشان میدهد.
سفارش بیرونبر، انگار از یک جای دیگر آمده است.
هر پست با سلیقه و ابزار همان روز ساخته شده.
تجربه خوب بوده، ولی چیزی برای یادآوری باقی نمانده است.
وقتی همهی این نقاط تماس از یک هویت مشترک پیروی کنند، برند شما قبل از محصول در ذهن مشتری میماند.
این صفحه را از دید مشتری بخوانید
او خیابان را رد میکند، وارد میشود، سفارش میدهد و عکس میگیرد. در هر مرحله، همان برند.
-
تابلو
Signage
اولین برخورد؛ همان رنگ و همان نشان.
Same Brand DNA -
ورود
Space
فضا همان چیزی را میگوید که تابلو گفت.
Same Brand DNA -
منو
Menu
همان فونت، همان لحن، همان سلسلهمراتب.
Same Brand DNA -
سفارش
Order
از پیشخوان تا اپلیکیشن، یک تجربه.
Same Brand DNA -
بستهبندی
Packaging
برند از فضا بیرون میآید و در دست مشتری میماند.
Same Brand DNA -
اشتراکگذاری
Share
عکسی که منتشر میشود، همان برند را نشان میدهد.
Same Brand DNA
مشتری برمیگردد، چون برند را میشناسد.
یک روز از زندگی برند شما
یک کافه در یک روز، چهار کافهی متفاوت است: صبحانهی عجول، ناهار طولانی، عصرِ عکاسی، شبِ آرام. هر ساعت دارایی خودش را میخواهد — ولی همه باید از یک هسته بیایند.
-
۷ — ۱۱
صبح Morning
مشتری عجله دارد و بیرونبر میگیرد.
- منوی صبحانه
- لیوان کاغذی
-
۱۱ — ۱۶
ظهر Noon
ناهار و کار با لپتاپ؛ ماندگاری طولانی.
- منوی ناهار
- بستهبندی بیرونبر
-
۱۶ — ۲۰
عصر Afternoon
شلوغترین بازه؛ جلسه، مطالعه، دورهمی.
- منوی عصرانه
- تابلوی پیشخوان
-
۲۰ — ۲۴
شب Night
جمعهای طولانی، نور کم، فضای آرام.
- تابلوی نورانی
- منوی شب
- رنگ
- فونت
- لحن
- نشان
تجربهی برند در هر نقطهی تماس
شش کانال متفاوت، یک برند بوک مشترک.
مشتری نباید احساس کند هر کانال را یک نفر دیگر ساخته است.
مسیر رشد یک کافه یا رستوران
هفت مرحله، به همان ترتیبی که باید ساخته شوند. روی هر مرحله نگه دارید تا ببینید چه اتفاقی میافتد — کنارش، مسیر یک کافهی خیالی به نام «هَما».
-
هستهی برند Business DNA
رنگ، فونت، لحن و ارزشها — یکبار تعریف میشود.
کافهی خیالی «هَما» با چهار تصمیم شروع میکند. -
هویت بصری Visual Identity
نشان، پالت و سیستم بصری فضا.
یک نشان، سه نسخه — تابلو، لیوان، دیجیتال. -
تابلو و فضا Signage
اولین چیزی که مشتری میبیند، همان برند است.
سردر و منوی دیواری از یک قالب. -
منو Menu
قالب منو، نه طراحی دوباره در هر فصل.
منوی فصلی در یک ساعت بهروز شد. -
بستهبندی Packaging
لیوان، جعبه و کیسه — ادامهی همان تجربه.
کیسهی بیرونبر، همان نشان روی تابلو. -
حضور دیجیتال Digital
سایت، سفارش آنلاین و شبکهها روی همان هویت.
صفحهی سفارش، همان لحن منو را دارد. -
وفاداری مشتری Loyalty
تجربهای که مشتری برای تکرارش برمیگردد.
مشتری دوباره میآید، چون برند را میشناسد.
پایان مسیر هَما: از تابلو تا کیسهی بیرونبر، یک تجربه.
هر جزئیات، بخشی از برند است
- لیوان Cup
- جعبه Box
- منو Menu
- تابلو Signage
- وبسایت Website
- اینستاگرام Social
چرا برای کافهها و رستورانها؟
مشتری طعم را فراموش میکند؛ حسی که گرفته را نه.
وقتی قوانین ثبت شده باشند، منوی فصل بعد در چند ساعت آماده است.
مشتریای که برند را به خاطر میآورد، همان کسی است که آن را معرفی میکند.
دیزیفی چگونه کمک میکند
وقتی برند هماهنگ باشد
دکمه را بزنید و ببینید چهار کانال، وقتی از یک مرجع میخوانند، چه شکلی میشوند.
- منو Menu A4 · نسخهی چاپخانه
- بستهبندی Packaging لیبل · نسخهی قدیمی
- وبسایت Website وب · نسخهی طراح
- اینستاگرام Social موبایل · بدون مرجع
تجربهای یکپارچه، هویتی قابل تشخیص. هر چهار کانال، از یک برند بوک میخوانند — نه از سلیقهی روز.
هر فنجان، هر سفارش و هر بازدید، فرصتی برای ماندگار شدن برند شماست.
لازم نیست همهچیز را امروز بسازید — فقط لازم است هسته درست باشد، تا بقیهی نقاط تماس روی آن بنشینند.
میخواهید اول ببینید هسته چیست؟ Business DNA را ببینید.